ترور بیولوژیک یا بیوتروریسم نوعی اقدام  تروریستی است که شامل انتشار عمدی عوامل بیولوژیک از قبیل  باکتری‌ها، ویروس‌ها یا سموم‌ می‌شود. این میکروبها ممکن است به شکل طبیعی‌شان یا به فرم دستکاری شده انسان باشند.
 
 
 
 
   

تاریخچه ترور بیولوژیک

قدمت به کارگیری میکروب‌ها علیه انسان‌ها در جنگ‌های مختلف به هزاران سال قبل یعنی زمانی که بشر حتی میکروب را نمی‌شناخته باز می‌گردد. شاید مشهورترین نمونه بیوتروریسم هنگام محاصره یک شهر به وقوع می‌پیوست که در آن، دشمن جنازه فردی طاعون زده یا حیوانی متعفن را که محل پرورش میکروبهای مختلف بود، روی یک منجنیق گذاشته  و آن را به داخل قلعه یا شهر می‌انداخت تا موجب مریضی و مرگ ساکنین شهر  یا نظامیان گردد.

اما شاید مشخص ترین نمونه ترور بیولوژیکی در جنگ جهانی اول به وقوع پیوسته باشد. مدت کوتاهی بعد از آغاز جنگ جهانی اول، آلمان یک کمپین خرابکاری بیولوژیکی در ایالات متحده، روسیه، رومانی و فرانسه راه انداخت. در آن زمان، یک دانشمند آلمانی به نام آنتون دیلگر در یک روستا در آلمان زندگی می‌کرد اما در سال ۱۹۱۵، به منطقه ای در ایالات متحده فرستاده شد که حامل کشت‌هایی از مشمشه (بیماری بدخیم و کشنده حیوانات و چهارپایان) بود. دیلگر یک آزمایشگاه در خانه‌اش در مریلند به راه انداخت. او با کار روزانه در لنگرگاه‌ها در بالتیمور، اسب‌ها را در حالیکه برای انتقال به انگلستان منتظر بودند، به مشمشه آلوده می‌کرد.

دیلگر تحت سوءظن به عنوان یک عامل کشور آلمان قرار گرفت اما هرگز دستگیر نشد. سرانجام دیلگر به مادرید اسپانیا فرار کرد و براثر اپیدمی آنفلوآنزا در سال ۱۹۱۸ درگذشت.

 

این فکر را در ذهن ما می‌کارند: "من خودم را می‌کشم"

آنچه مشخص است این است که امروزه با پیشرفت تکنولوژی، انواع مختلفی از بیوتروریسم به  وجود آمده است. بسیاری معتقدند که بیوتروریسم در سطح وسیعش فقط مربوط به استفاده از میکروب علیه یک سیستم دفاعی نمی‌شود و هرگونه علم و تکنولوژی که به صورت مخفیانه و در قالبی غیر از سلاح گرم یا سرد علیه انسانها به کار رفته و موجب مرگ آنها شود، به نوعی ترور بیولوژیک است. این نحوه از تروریسم به حدی است که موجب تئوری پردازی بسیاری از متفکران و نویسندگان فیلم های علمی تخیلی شده است.

طبق نظریه "سیستم انگیزشی مصنوعی" دانشمندان به قدرتی رسیده اند که می‌توانند یک فکر یا تصور مشخص را در ذهن یک فرد مشخص کاشته و آن را پرورش دهند. این قدرت به حدی است که یک دانشمند می‌تواند با کاشت یک فکر و تصور در ذهن شخص، او را مجاب کند که مثلا خودکشی یا انتحاری کند. البته این بحثها هنوز در سطح نظریه است و ما هیچ داده مشخصی از این عملیات نداریم.

 

انواع بیوتروریسم

با اینکه تئوری "سیستم انگیزشی مصنوعی" مربوط به سطح کلان تروریسم علمی است اما ترور بیولوژیکی در سطح خاص و محدودش مربوط به نفوذ ارادی هرگونه میکروب (ویروس، باکتری یا قارچ) به فرد یا گروه افراد مختلف است. به طور کلی عوامل ترور بیولوژیکی در سه دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول مربوط به ویروس‌ها و باکتریهای واگیرداری هستند که با رعایت بهداشت عمومی می‌توان مانع از نفوذ آنها شد. تولارمی، سیاه‌زخم، آبله، طاعون، بوتولونیوم و ... از جمله مشخص ترین نمونه این سموم هستند.

دسته دوم مربوط به بیماری‌های کمتر کشنده است. مشمشه، تب کیو، توکسین، تیفوس و .. از جمله نمونه های این دسته هستند. اما دسته سوم شامل میکروبها و عوامل بیماری زای در حال ظهوری اند که برای انتشار جمعی مهندسی شده‌ و به دلیل در دسترس بودن آنها و آسانی تولید و انتشار، نرخ مرگ و میر بالایی دارند.

 

 

 

افرادی که مدعی ترور بیولوژیک شده اند؛ چگونه یک خمیردندان عرفات را از پا انداخت؟

تاکنون افراد بسیاری مدعی شده اند که بر اثر ترور بیولوژیکی بیمار گشته اند. در داخل کشور ما هم کم نبوده اند افرادی که چنین ادعایی داشته اند. نادر طالب زاده (فیلم‌ساز و مجری صدا و سیما)، فرج الله سلحشور (کارگردان سینما و تلویزیون) و بیژن نوباوه (خبرنگار و نماینده سابق مجلس) از جمله مهم‌ترین چهره‌هایی هستند که خود یا اطرافیانشان مدعی ترور بیولوژیک آنها شدند.

نادر طالب زاده در مورد ادعایش مبنی بر ترور بیولوژیکی می‌گوید: چند سال پیش به همراه گروهی از لبنان برای راه پیمایی اربعین به عراق رفتم که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد‌ها چمدان برداشتند و ۵ الی ۶ روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لب تاپ من را خالی و بررسی های‌کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان‌ را تحویل گرفتم حالم بد شد اما متوجه این ماجرا نبودم."

همچنین بیژن نوباوه در مورد بیماری خود و ارتباطش با بیوتروریسم گفته که یکی از 2 نوع سمی که در بدن وی است، از نوع سم باغبانی است که توسط آمریکایی ها در جنگ جهانی دوم استفاده می شد.

او در این رابطه می‌گوید: "بنده دو عمل جراحی مهم را درآمریکا انجام دادم. احتمال می‌دهم به دلیل سه ساعت بیهوشی سم را دراین مقطع وارد بدن بنده کرده اند."

 

 

 

در مورد چهره‌های بین المللی هم شاید یاسر عرفات مهم‌ترین نمونه مشکوک به ترور بیولوژیک باشد. برخی مشاوران و نزدیکان رهبر فقید تشکیلات خودگردان فلسطین معتقدند که او ترور بیولوژیک شده است. بسام ابوشریف، مشاور سابق عرفات می‌گوید که علت قتل عرفات استفاده از خمیر دندان آلوده به سم بود و هر زمان که مسواک می‌زد مقداری سم وارد لثه و سپس خون او می‌شد.

مشاور سابق رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین در این باره می‌گوید: "به یاسر عرفات قبل از مرگش گفته بودم که توطئه‌های برای قتل او وجود دارد، اما کسی توجه نکرد. یاسر عرفات خجالت می‌کشید پیشنهاد‌های من را بپذیرد که در آن از توصیه‌های به وی درباره خوردن غذا و دارو ارائه کرده بودم. من و خانواده‌هایی داوطلب بودیم برای او غذا درست کنیم و داروهایش را به او بدهیم. در این ارتباط هم نامه مکتوبی هم برای او (عرفات) فرستادم، اما رئیس آن را به اطرافیان خود محول کرد."

مشهور است که رژیم صهیونیستی در ترور بیولوژیک توانایی زیادی داشته و تا کنون بارها از آن استفاده کرده است. برخی منابع فارسی معتقدند که ترور "ودیع حداد" با خوراندن شکلات مسموم در سال ۱۹۷۸، ترور نافرجام "خالد مشعل" با اسپری کردن ماده "فنتانیل" در گوش او در اردن در سال ۱۹۹۷ که با دستگیری عوامل موساد پادزهر آن به اردن تحویل داده شد و ترور "محمود المبحوح" با تزریق ماده فلج کننده و خفه کردن با بالش در هتل دبی در سال ۲۰۱۰ اقدامات بیوتروریستی بوده اند که به طور رسمی اسرائیل آن‌ها را قبول کرده است.

البته نباید فراموش کرد که با وجود غیر قابل انکار بودن ترور بیولوژیک اما اثبات این امر بسیار سخت است و در مورد  بسیاری از موارد بالا، هیچگاه شواهد تعیین کننده ای در مورد آنها پیدا نشده و از سطح نظریه پردازی و گمان بالاتر نرفته اند.

 

 

 

 

چگونه در مقابل ترور بیولوژیکی بایستیم؟

مدیران نظامی و انتظامی کشور بایستی در قبال تهدیدات بیوتروریستی به چهار پرسش اصلی پاسخ دهند: چه کسی، چه وقت، چطور و کجا اقدام به چنین حمله‌ای می‌کند. دانستن پاسخ این چهار پرسش کادر دفاعی را پیشاپیش در برابر تهدیدات آماده می‌سازد و کمک می‌کند تا منافذ نفوذ بسته شوند.

باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشش در این رابطه اصول پنجگانه‌ای را برای مبارزه‌ با ترور بیولوژیک تعریف می‌نماید:

آگاهی: دانش و آگاهی از روند پدیده بیوتروریسم، شناخت تهدیدات، منافذ خطر و کلاً یافتن پاسخ چهار سوال کلیدی فوق گام نخست چنین مبارزه‌ای است.

آمادگی: رسیدن به سطح مطلوبی از توانایی دفاعی با تمرینات و رزمایش‏‌ها، دست‏یابی به علوم جدید، دست‏یابی به فن‏آوری نوین تشخیص و دفاع و درمان، تهیه لوازم و ملزومات چنین جنگ مخفی و ساکتی، دومین گام مبارزه و دفاع خواهد بود.

 مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدایت بحران به سمت عادی‌سازی شرایط، سومین و مهم‏ترین گام چنین مبارزه‌ای است.

شک: متولیان دفاعی کشوری که همواره در پنهان و آشکار مورد تهدیدات اجانب است، بایستی به هر پدیده‌ای حتی پدیده‌ای که در نگاه اول طبیعی جلوه می‌کند با نگاه شک بنگرند. چنین نگاه شک آلودی باعث می‌شود بسیاری از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ایمنی هرچه بیش‏تر رعایت گردد. دیگر نباید از کنار هر اپیدمی کوچک و بزرگی به سهولت گذشت.

کتمان و رازداری: وقتی نخستین هدف دشمن از حمله تروریستی ایجاد ترس در مردم عادی است، مهم‏  ترین عمل کادر دفاعی آن خواهد بود که از انتشار خبر حمله و شایعه‌سازی در پیرامون آن خودداری نمایند. به‏ خصوص کادر درمانی که با مصدومین چنین حمله‌ای روبرو هستند. از انتشار خبر حمله، بیان تعداد مصدومین، نوع بیماری، بزرگ‏نمایی واقعه نزد مردم عادی و بیان تشخیص‏‌ها و علائم بالینی و درمان‏‌ها در جراید ( در بیش‏تر موارد دشمن از طریق جراید نتایج حمله خود را ارزیابی می‌کند. به‏ خصوص که خواسته باشد سلاحی جدید را بر مردم بیازماید ) جداً باید پرهیز نمود.

منبع: خبر فوری

 
   
 
   
  
  رمزارزها در ایران همچون سایر کشورها فراز و نشیب های بسیار داشته و دولت ضمن به رسمیت شناختن صنعت ماینینگ، مبادله رمز ارزها در داخل کشور را ممنوع اعلام کرده است.
 
   بروز پدیده رمزارزها و استفاده گسترده آن در مراودات تجاری دنیا، زمینه‌ای را فراهم کرده تا بسیاری از کشورهای دنیا رو به استفاده از این ابزارهای مالی نوین مبتنی بر فناوری بیاورند و دستورالعمل‌ها و سیاستگذاری‌های متناسب با آن را تدوین و تصویب نمایند. بر همین اساس است که یکی از مهمترین اتفاقات چند سال اخیر را به جرأت می‌توان ظهور بلاکچین و محصول پُرطرفدار و محبوب این فناوری یعنی کریپتو کارنسی ها یا ارز رمزها دانست؛ اما سیاست دولت‌ها در قبال این پدیده جدید چیست؟
 
در این میان، از آنجایی که مهمترین ویژگی ارزهای رمزنگاری شده غیر متمرکز بودن، عدم کنترل آن‌ها توسط یک دولت خاص و ناشناس بودن مالک است؛ اکثر دولت‌ها این نوع از ارزها را عامل ایجاد بی ثباتی نظام پولی و افزایش دهنده جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر و پولشویی می‌دانند؛ زیرا بر اساس تازه‌ترین گزارش‌های منتشر شده، بیش از 7000 مورد پول‌شویی با استفاده از ارزهای دیجیتال رمزنگاری شده در دنیا در سال 2018 به ثبت رسیده که تنها 1000 مورد آن در کشور ژاپن بوده و این رقم به نسبت سال گذشته در این کشور 11 برابر شده است.
 
همچنین استقبال بی‌نظیر کاربران جهانی از ارزهای رمز پایه فرصت خوبی را برای هکرها و مجرمان سایبری فراهم آورده است تا بتوانند با هک حساب‌های کاربری آنها و نفوذ به پلتفرم صرافی‌های ارزهای دیجیتالی، از طریق حملات سایبری گسترده مبالغ هنگفتی را به سرقت ببرند که هک گسترده 5 صرافی Mt. Gox ژاپن، بیت فلور، پولونیکس، بیت استمپ وبیتفینکس در تاریخ ارزها رمز نگاری شده که منجربه تعطیلی این مراکز شد؛ بیانگر این امر است.
 
تنظیم مقررات برای رمزارزها با توجه به مسائلی که گفته شده یکی از بزرگ‌ترین مسائل قانون‌گذارها در سال 2018 میلادی است و کشورهای بسیاری به‌دنبال انتشار دستورالعملی برای مسائل نظارتی و قانونی در انجام معاملات با این نوع ارزها هستند و مقامات برخی کشورها نیز به دلیل عدم وضع قوانین مجبور به ممنوعیت معامله با ارز رمزها یا استفاده از آنها را برای مقاصد غیرقانونی شده و یا از روش‌های احراز هویت سختگیرانه و مالیات بر دارایی برای مهار آن، استفاده کرده‌اند. برخی کشورهای دیگر نیز ریسک خروج سرمایه را پذیرفته، اجازه داده‌اند تا کسب‌وکارها قبل از وضع قانون، فعالیت کنند که این روند در ادامه بررسی می‌شود.
 
وضعیت کشورها در خصوص ارز رمزها
 
برخی از کشورها مانند چین، روسیه، ویتنام، بولیوی، کلمبیا و اکوادور معامله و استخراج ارز دیجیتال به دلیل تسهیل کارهای خلافی همچون پول‌شویی، فرار مالیاتی و فساد اقتصادی را ممنوع اعلام کرده‌اند. علاوه براین در کشورهایی دیگر مانند آمریکا، کانادا، استرالیا، سوئیس، فنلاند، بلژیک، قبرس، انگلیس، بلغارستان، سنگاپور، روسیه ژاپن، کره جنوبی و آلمان اجازه استفاده از ارزهای دیجیتال از جمله بیت‌کوین را به شهروندان خود داده‌اند؛ به این معنا که ارزهای دیجیتالی به عنوان ابزارهای مالی به رسمیت شناخته شده‌اند و شهروندان کشورهای مزبور اجازه دارند برای خرید انواع کالا یا خدمات از این ارزها استفاده کنند.
 
ایالات‌متحده آمریکا در مورد قوانین و مقررات رمزارزها کمی سخت‌گیر است و بستگی به هر ایالت دارد، یعنی در بعضی ایالت‌ها مبادلات رمزارزها مجاز است درحالی‌که سایرین آن را ممنوع کرده‌اند. سازمان بورس و اوراق بهادار، سکه‌های دیجیتال را به‌عنوان اوراق بهادار به رسمیت می‌شناسد و مقررات دشواری برای عرضه اولیه سکه‌ها در نظر گرفته است. کمیته بازرگانی معاملات آتی کالا نسبت به رمزارزها کمی ملایم‌تر است و انجام معاملات با همه مشتقات رمزارزها را مجاز اعلام‌کرده که موجب پذیرش مردم و افزایش قیمت آنها شده است؛ درصورتی که خزانه‌داری اشتیاق چندانی ندارد و برای ایجاد مسائل پولشویی از این مسیر و نیاز به قانون گذاری در این خصوص، بارها درخواست تجدیدنظر کرده است.
 
بر این اساس سازمان مالیاتی آمریکا رمزارزها را به‌ عنوان دارایی شناخته و دستورالعمل‌های مربوط را نیز صادر کرده است، به‌ این‌ ترتیب که باید سود و زیان صاحبان این دارایی‌ها محاسبه شوند، اما ازآنجا که معاملات بر بسترهای گوناگونی انجام می‌شوند، محاسبات دشوار است. همچنین ژاپن یکی از لیبرال‌ترین مناطق در آسیا در معاملات رمزارزهاست و یکی از معدود کشورهایی است که بیت‌کوین را به‌عنوان پول قانونی می‌شناسد و یک روش مشخص برای معاملات وجود دارد. البته هک اخیری که در مبادلات این ارزها در ژاپن صورت پذیرفته است، بیش از نیم میلیارد دلار به سرمایه‌گذاران هزینه تحمیل کرده است و درنتیجه قانون‌گذاران ناچار شده‌اند روش‌های اتخاذشده قبلی را بازنگری کنند.
 
در انگلستان یک چارچوب قانونی وجود دارد، با این‌ حال لازم است که رمزارزهای مرتبط با کسب‌ و کارها با استانداردهای مشابه در بازارهای مالی متناسب شوند. همچنین باید قوانین مبارزه با پولشویی رعایت شوند، به‌طوری‌که کسب‌ و کارها باید اطلاعات خود را در سامانه مربوط ثبت کنند تا بتوانند به‌صورت قانونی فعالیت کنند. به‌دلیل فقدان ویژگی‌های پول سنتی، رمزارزها در انگلیس به‌ عنوان پول قانونی تلقی نمی‌شوند.
 
کانادا نیز رمزارزها را به‌عنوان یک پول قانونی تلقی نمی‌کند. بااین‌وجود، در قوانین و مقررات مربوط به آن پیشرفت‌هایی ایجادشده است، زیرا کانادا اولین کشوری است که قانون ملی را برای ارزهای دیجیتال ارائه کرده و این سند از سال 2014 به تصویب دولت کانادا رسیده است. کانادا همچنین در فناوری بلاک‌چین فعال بوده است و بانک مرکزی کانادا در نظر دارد برای پرداخت‌های کلان از آن استفاده کند.
 
کره‌جنوبی یکی از مهم‌ترین کشورهای انجام دهنده مبادلات ارز مجازی است. البته دولت کره‌جنوبی در یک مقطع زمانی قصد توقف فعالیت‌های این مبادلات را داشت، اما به‌دلیل محبوبیت رمزارزها و فشار اعمال‌ شده توسط مردم، تاکنون این امر محقق نشده است.
 
سوئیس فعالانه تلاش می‌کند تا خود را به‌عنوان کشوری امن برای انجام پروژه‌های مرتبط با رمزارزها معرفی کند. این کشور به قطب عرضه اولیه سکه‌ها تبدیل‌شده است. دراین کشور، یک کارگروه برای این منظور وجود دارد که هدف آن افزایش اطمینان قانونی، حفظ یکپارچگی مرکز مالی و اطمینان از نظارت بر فناوری است. سنگاپور از فناوری‌های جدید استقبال می‌کند و همانند کانادا قصد دارد روند پرداخت‌های بین‌بانکی را از طریق بلاک‌چین انجام دهد.
 
موضع ایران در خصوص کریپتوکارنسی ها
 
ایران با توجه به تحریم‌ها، شرایط اقتصادی خاص و دغدغه دولت برای عدم خروج ارز از کشور به منظور تعادل در بازار، بهره گیری از فناوری بلاک چین و بزرگترین دستاورد این تکنولوژی که ارزهای رمز نگاری شده است را با احتیاط بیشتری دنبال می‌کند و با وجود وضعیت خاکستری کشور تا دی ماه سال 1396 در زمینه ارزهای رمزنگار با اعمال محدودیت توسط شورای عالی مبارزه با پولشویی، معامله ارزهای رمزنگار از جمله بیت کوین و استفاده از این پدیده مالی در بانک‌ها تا به امروز با محدودیت مواجه بود و در 18 تیرماه امسال بانک مرکزی با صدور بخش نامه‌ای اعلام کرد: انتشار رمز ارز با پشتوانه ریال، طلا و فلزات گرانبها و انواع ارز در انحصار بانک مرکزی است و تشکیل و فعالیت اشخاص برای ایجاد و اداره شبکه پولی و پرداخت مبتنی بر فناوری زنجیره بلوک، از نظر این بانک، غیرمجاز محسوب می‌شود و بانک مرکزی حق پیگرد قانونی اشخاصی که با نادیده گرفتن مقررات، به ایجاد و اداره شبکه اقدام یا نسبت به آن تبلیغ می‌کنند را برای خود محفوظ می‌داند.
 
همچنین هرگونه ضرر و زیان ناشی از فعالیت بر اساس شبکه‌های پولی و پرداخت مبتنی بر فناوری زنجیره‌ای بلوک و کسب و کارهای مرتبط با آن، متوجه ناشر (ین)،‌پذیرنده(گان) و یا متعاملان آن است. در 13 مردادماه سال 98 نیزهیئت وزیران با تصویب آئین نامه فرآیند ماینینگ رمز ارزها؛ استخراج کریپتوکارنسی ها در ایران را به عنوان یک صنعت به رسمیت شناخت؛ اما خرید و فروش آن همچنان در کشور با ممنوعیت مواجه است؛ زیرا معاملات با ارزها رمز نگاری شده می‌تواند منجربه افت پایه پولی و خروج بیشتر ارز از کشور شود و صدمات جبران ناپذیری را به اقتصاد کشور وارد کند.
 
به گفته مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول، فن آوری های جدید مالی همچون ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین، در حال«تکان دادن» سیستم بانکداری جهان هستند و برای حفظ ثبات و پایداری باید تحت نظارت دولت‌ها قرار بگیرند و ایجادچنین تغییراتی در صنعت مالی باید با مقررات و قانون همراه باشد و شرکت‌های مرتبط با فناوری که وارد فضای بانکداری می‌شوند نیز باید تحت قوانین مناسب فعالیت کنند و با مبانی اقتصادی بازار پول بیش از پیش آشنا باشند. از این رو بانک مرکزی ایران همانند بسیاری از کشورها سیاست مناسبی در برخورد با رمز ارزها و فناوری بلاک چین در پیش گرفته و فعالیت در این بخش را منوط به مجوز و نظارت بانک مرکزی کرده است؛ زیرا عدم نظارت بر این فناوری می‌تواند آثار مخربی در اقتصاد کشور داشته باشد.
 
منبع: مهر
 
 

ادمین برخی از گروه‌ها مدعی می‌شوند که هر فرد با اضافه کردن یک عضو جدید به گروه می‌تواند مبلغ هزار تومان دریافت کند و قاعدتاً هرچه اعضای بیشتری به گروه اضافه شوند، فرد اضافه‌کننده، پول بیشتری دریافت خواهد کرد

 

 

 

 

اما به گزارش پایداری ملی، مدتی است برخی افراد در تلگرام با ایجاد یک گروه، نسبت به افزایش اعضای آن اقدام می‌کنند به طور مثال در شرح فعالیت برخی از این گروه‌ها آمده است: "سلام دوستان، ما با یه شرکت قرارداد داریم تا زمانیکه گروه به 200000 نفر برسه، تبلیغاتشو انجام بدیم و اسپانسر خوب ما بابت هر 100 نفر اد مبلغ 100 هزار تومان پرداخت میکنه!"

ادمین این گروه‌ها مدعی می‌شوند که هر فرد با اضافه کردن یک عضو جدید به گروه می‌تواند مبلغ هزار تومان دریافت کند و قاعدتاً هرچه اعضای بیشتری به گروه اضافه شوند، فرد اضافه‌کننده، پول بیشتری دریافت خواهد کرد!

جالب اینجاست، اعضای جدید اضافه شده نمی‌توانند تشخیص دهند چه کسی آنها را عضو گروه کرده است.

ادمین های این گروه‌ها نیز برای جذب بیشتر عضو و اطمینان به مخاطبان، بعضاً رسید پرداخت پول به اعضایشان را به نمایش می‌گذارند.

در واقع در این گروه‌ها ادعا شده که هر فرد با اضافه کردن لیست مخاطبان تلفن‌ همراهش به گروه می‌توانند، به تعداد مخاطبان اضافه شده، کسب درآمد کند!

در همین زمینه با سرهنگ تورج کاظمی؛ رئیس پلیس فتا تهران بزرگ گفت‌وگو کردیم.

رئیس پلیس فتا تهران بزرگ به تسنیم می‌گوید: در اینگونه موارد، صحت و سقم ماجرا مشخص نیست و در نهایت منجر به ضرر و زیان اشخاص می‌‌شود.

وی تصریح کرد: اینگونه موارد به دلیل عدم وجود شاکی خصوصی قابل تعقیب نیست و تاکنون شکایتی در این زمینه مطرح نشده است.

این مقام انتظامی متذکر شد: بر اساس قانون، جرم به موضوعی تلقی می‌شود که برایش مجازات تعریف شده باشد؛ بر اساس مواد قانونی در این رابطه، تعریف جرم و مجازاتی نداریم اما اگر مدعی پیدا و شکایتی مطرح شود، این موضوع بر اساس نظر مقام قضایی قابل تعقیب است.

منبع: تسنیم

 

 

تعریف واژه بیوتروریسم در عصر حاضر متفاوت از تعریفی است که سیاستمداران دهه‌های قبل از آن داشتند. اگر به تاریخچه بیوتروریسم و اقدامات بیوتروریستی تاریخی مانند استفاده ایتالیا از عامل تب زرد در اتیوپی و بروز اپیدمی در آن کشور در سال ۱۹۶۰، استفاده شوروی سابق از باران زرد (مایکوتوکسین) علیه شورشیان محلی در سال ۱۹۷۶، انفجار مرکز تحقیقاتی شهر «سوردلاسک» روسیه و شیوع عامل سیاه زخم در سال ۱۹۷۹، استفاده رژیم جعلی صهیونیستی از عوامل تب زا علیه فلسطینیان در سال ۱۹۸۲، اسپری کردن گاز سارین در مترو ژاپن در سال ۱۹۹۵، و ... نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که مبنای تعریف بیوتروریست همین استفاده‌های معمول از عوامل بیولوژیک و توکسین‌های آن‌ها برای از بین بردن دشمن و ایجاد جو روانی بوده است.

این امر (بیوتروریسم) تا سال‌های قبل بوسیله شیوه‌های آشکار و تاحدی سنتی به وقوع می‌پیوسته است. اقدامات بیوتروریستی در جنگ‌ها در دهه‌های آخر قرن بیستم همگی برای از بین بردن نیروی انسانی و یا تضعیف آن بوده است. بر همین اساس تعریفی که از بیوتروریسم ارائه می‌شود نیز بر پایه همین امور قرار داده شده است. تعریف عمومی بیوتروریسم ارعاب و ترساندن مردم یک کشور با استفاده وحشیانه از عوامل بیولوژیک می‌باشد. اما آیا این تعریف با مصداق‌های امروز بیوتروریسم نیز مطابقت دارد؟ به عبارت دیگر نقش بیوتکنولوژی و پیشرفت‌های علمی در این زمینه مانند تنوع زیستی، پروژه توالی یابی ژنوم انسان و سایر موجودات، مهندسی ژنتیک و دست ورزی ژن‌ها، نانوتکنولوژی، بیوانفرماتیک و ... چیست و این پیشرفت‌ها در خدمت چه کسانی قرار گرفته است؟ پاسخ به این سوالات از اسرار بیوتروریسم نوین در عصر حاضر پرده برمی‌دارد. اسراری که مستکبرین عالم به وقاحت هر چه تمام‌تر و به صورت کاملاً پنهان و دور از اذهان عمومی در حال انجام آن هستند. بر همین اساس بیوتروریسم در عصر حاضر تعریفی جدید و متفاوت خواهد داشت. این تعریف بنا به اقدامات اخیر قدرت‌های مستکبر ارائه شده و سعی بر آن است تا همه ابعاد موضوع، به ویژه زوایای جدید از این اقدامات بیوتروریستی را مو شکافانه مورد بررسی قرار دهد. این تعریف به ۴ بخش کلی تقسیم شده که در ذیل مختصراً توضیح داده می‌شود:

بخش اول: کشتن فرد یا افراد به صورت خاموش با شیوه‌های بیولوژیک، شیمیایی و رادیواکتیوی

هر چند نام تروریسم با استفاده از عوامل شیمیایی، میکروبی و رادیو اکتیو تروریسم نوین The New Terrorism گذارده شده است، لیکن با تعریف فوق از تروریسم، کلمه نوین چندان کلمه مناسبی نخواهد بود. به عنوان مثال استفاده از شمشیر آخته با زهر توسط ابن ملجم و یا استفاده از انواع زهر توسط خلفای جور عباسی، برای ترور ائمه اطهار (علیه السلام) قدمتی به قدمت تاریخ اسلام دارد. اما با توجه به اینکه انواع عوامل شیمیایی، بیولوژیکی و پرتوی در قرن گذشته سنتز، استخراج و یا به طور سیستماتیک بکار رفته‌اند، این عوامل را نوین می‌نامند. سهم این بخش در تعریف بیوتروریسم هر چند جزئی است اما اثرات مهم و حیاتی آن را همواره در تاریخ سیاسی جهان مشاهده می نمائیم. این چنین اقدامات در قرن بیستم به صورت صنعتی‌تر و حرفه‌ای تر پیش گرفته شده و در حال حاضر نیز بسیاری از مراکز تحقیقاتی دنیا در زیر پوشش‌های مختلف روی انواع شیوه‌های آن کار می‌کنند. از سال ۱۹۵۶ تابحال ۷۶ مورد ترور شخصیت‌ها توسط رژیم صهیونیستی به طور رسمی ثبت رسیده است که از این تعداد تنها ۳ مورد به شیوه بیوتروریسم بوده است.

ترور «ودیع حداد» با خوراندن شکلات مسموم در سال ۱۹۷۸، ترور نافرجام «خالد مشعل» با اسپری کردن ماده «فنتانیل» در گوش او در اردن در سال ۱۹۹۷ که با دستگیری عوامل موساد پادزهر آن به اردن تحویل داده شد و ترور «محمود المبحوح» با تزریق ماده فلج کننده و خفه کردن با بالش در هتل دبی در سال ۲۰۱۰ اقدامات بیوتروریستی بوده است که به طور رسمی اسرائیل آن‌ها را قبول کرده است. اما بسیاری از اقدامات بیوتروریستی با توجه به ماهیت عوامل بیولوژیک ناشناخته می‌ماند.

به غیر از اسرائیل نیز اقدمات بیوتروریستی توسط دیگر کشورهای سلطه جو صورت گرفته است؛ ترور «یاسر عرفات» بوسیله آلوده کردن البسه او با «پلونیوم ۲۱۰» (ماده‌ای رادیواکتیو)، ترور «ویکتور یوشچنکو» با «دیوکسین» توسط گروه‌های مخالف، ترور «الکساندر لیتویننکو» جاسوس روسیه در انگلیس با «پلونیوم ۲۱۰» توسط ک گ ب، ترور «فیدل کاسترو» به شیوه‌های گوناگون توسط سازمان سیا و ترور «نلسون ماندلا» با «تالیوم» توسط مأموران امنیتی آفریقای جنوبی از جمله اقداماتی است که در زمره تروریسم نوین طبقه‌بندی می‌شود.

به نظر بیوتروریسم شیوه‌ای مناسب برای حذف شخصیت‌ها به صورت خاموش و نرم می‌باشد اما به کار بردن این شیوه برای ترور شخصیت‌ها به دلائل مختلف از درصد کمتری در مقایسه با ترورهای خشن برخواردار است.  اما نکته دیگری که لازم است است به آن توجه نمود این است که در واقع هدف ترور با بیوترور یکی است. به عبارت دیگر فرقی بین ترورهایی که با بمب و اسلحه صورت می‌گیرد با ترورهایی که با سم‌های مختلف انجام می‌گیرد از لحاظ هدف نیست. فقط تنها مزیت این نوع ترور این است که در برخی موارد می‌توان عاملی استفاده نمود که تدریجاً به کشته شدن فرد بیانجامد و از این بابت جو رسانه‌ای و نارضایتی اذهان عمومی را در پی نخواهد داشت. 


بخش دوم: استفاده از بیوتروریسم به عنوان سلاح جنگی یا BioWeapon

سلاح‌های بیولوژیک عمدتاً همان سلاح‌هایی هستند که در عملیات‌های نظامی مورد استفاده قرار می‌گیرند، تنها تفاوت در این سلاح‌ها این است که به جای مواد منفجره از عوامل بیولوژیک استفاده می‌شود که با انفجار سلاح این عوامل در هوا به صورت آئروسل و در آب به صورت قطره‌های ریز پخش می‌شوند. رعایت نکاتی مانند کنترل و تنظیم گرمای انفجار و همچنین کنترل و تنظیم موج انفجار الزامی است تا بوسیله آن عوامل بیولوژیک از بین نروند. نقطه تمایزی مهم پس از انفجار این است که این سلاح‌ها بو و رنگ خاصی نداشته و اثر آن‌ها هم تا مدت‌ها می‌تواند در محیط باقی بماند. برحسب کاربرد سلاح‌های بیولوژیک، این سلاح‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: 

دسته اول سلاح‌هایی هستند که در جنگ استفاده می‌شوند و هدف از آن‌ها ناتوان ساختن طولانی مدت نیروی دشمن است. در این سلاح‌ها از عوامل بیماریزای عفونی استفاده می‌شود که باعث بیماری‌های گوناگون می‌شوند. دسته دوم سلاح‌هایی هستند که بیشتر در شورش‌ها و اغتشاشات استفاده می‌شود و هدف آن‌ها ناتوان ساختن کوتاه مدت افراد مورد نظر می‌باشد. این سلاح‌ها بیشتر حاوی مواد شیمیایی هستند که به راحتی در فضا پخش شده و باعث اختلالات روانی در نیروی دشمن می‌شوند.

از جمله موادی که در این سلاح‌ها به کار می‌رود می‌توان به بی‌حس کننده‌ها، ناراحت‌کننده‌ها، فلج کننده‌ها، روان گردان‌ها، آرام کننده‌ها و خواب‌آورها اشاره کرد. بنابراین با بکاربردن این نوع سلاح‌های ناتوان کننده بدون آنکه کوچک‌ترین علامتی داشته باشد، می‌توان باعث کند شدن نیروی عملیاتی دشمن شده و از ضربه‌های احتمالی و سرعتی دشمن کاست. همچنین در اغتشاش‌ها یا برای دستگیری زنده افراد نیز می‌توان از این سلاح‌ها استفاده نمود.

نکته‌ای که لازم است تذکر داده شود این است که اگر دشمن سلاحی خاص را طراحی می‌کند و آنرا می‌سازد، قبل از آن حتماً به فکر طراحی پاد و ضد آن بوده است. به عبارت دیگر دشمن همیشه به فکر دفاع خود نیز هست چرا که امکان می‌دهد زمانی این سلاح به دست طرف مقابل قرار بگیرد و از آن سلاح علیه خود او استفاده کند؛ بنابراین همیشه قبل از طراحی سلاح ابتدا ضد آن ساخته می‌شود و سپس به ساخت خود سلاح اقدام می‌نمایند.

بخش سوم: استفاده از عوامل بیولوژیک برای تخریب

میکروارگانیسم‌ها (موجودات زنده ذره بینی، مانند باکتری‌ها و قارچ‌های تک سلولی و ...) مهم‌ترین مصرف‌کنندگان و تجزیه کنندگان طبیعت می‌باشند و بیشتر آن‌ها از این طریق انرژی خود را کسب می‌کنند. میکروارگانیسم‌ها با توانایی آنزیمی فوق‌العاده‌ای که دارند قادر هستند بسیاری از موادی که جزء مواد سخت تجزیه پذیر هستند را تجزیه کنند. از طرف دیگر بنابه گفته دانشمندهای میکروبیولوژیست دنیا تنها کمتر از یک درصد کل میکروارگانیسم‌های دنیا شناخته شده‌اند و ۹۹ درصد آن‌ها هنوز ناشناخته هستند؛

بنابراین راه برای میکروارگانیسم‌های دنیا تا قرن‌های بعد باز است و آن‌ها هستند که سرنوشت کره خاکی را رقم خواهند زد. امروزه از بسیاری از آنزیم‌های میکروبی در صنایع مختلف آرایشی، بهداشتی، نساجی، آهار زنی، صنایع فولاد، نفت، هیدروکربن‌های مختلف و ... استفاده‌های صنعتی می‌شود.

به علاوه قابلیت سازش ژنتیکی در آن‌ها تقریباً تجزیه و تغییر هرنوع ماده را امکان‌پذیر ساخته است و با دست ورزی‌هایی که انسان انجام داده است قدرت آن‌ها را چندین برابر می‌کند. مثلاً با روش‌های بهسازی میکروارگانیسم‌ها تولید پنی سیلین از قارچ پنی سیلیوم از ابتدای کشف تا به حال ۵۰۰۰۰ برابر شده است. افزایش تولید و یا عملکرد یک موجود زنده را بهسازی آن موجود می‌نامند که در جهان صنعتی امروز سرمایه‌های کلانی روی بهسازی سویه‌ها در حال انجام می‌باشد. همان‌طور که گفته شد میکروارگانیسم‌ها قادر به تجزیه طیف مختلفی از مواد می‌باشند که شامل مواد فلزی و غیر فلزی می‌شود که تجزیه برخی از آن‌ها در مباحث امنیتی- دفاعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تجزیه فلزهایی همچون آهن، تیتانیوم، مس، اورانیوم و ... در این بحث قرار دارند. مکانیسم اثر آنها به خاطر اختصاصی نبودن آنزیم‌های آن‌ها برای ماده‌ای خاص طیف موادی را که تجزیه می‌کنند گسترده‌تر کرده است. آنزیم‌های آن‌ها بوسیله فرایندهای اکسیداسیون و کاهش روی فلزها اثر می‌کنند و به اصطلاح باعث زنگ زدگی آنها می‌شوند. تغییر ماهیت ماده در بسیاری از موارد حائظ اهمیت می‌باشد چرا که دیگر کارایی پیشین را از دست داده و از طرف دیگر هزینه‌های اضافی را تحمیل می‌کند.

دسته دوم میکروارگانیسم‌هایی هستند که روی مواد غیر فلزی اثر دارند. تجزیه موادی مانند نفت، رزین، بتن، رنگ، آسفالت و TNT و ... از جمله موادی هستند که در حوزه‌های امنیتی می‌توان از آن‌ها بهره‌برداری نمود. تجزیه این مواد از دو جنبه می‌تواند اهمیت داشته باشد؛ اولاً یا به صورت عام و کلی است و باعث تحمیل هزینه‌های اضافی بر کشور شده، موجبات نارضایتی مردم و جامعه را از دولت سبب می‌شود، که همین امر یکی از تهدیدهای اقتصادی علیه کشور می‌باشد. مثلاً خوردگی‌های لوله‌های بتنی، رنگ‌های پایه پل‌ها و از بین رفتن آسفالت‌ها در مدتی بسیار کمتر از موعد مقرر می‌تواند مصادیقی از حملات بیولوژیک در حوزه صنعتی در کشور باشد. ثانیاً می‌تواند به طور خاص در صنایع استراتژیک کشور مورد استفاده قرار بگیرد؛ مثلاً رزین به عنوان ضد رادار در هواپیماهای رادار گریز مورد استفاده قرار می‌گیرد که با تجزیه رزین توسط میکروارگانیسم‌ها، بدون آنکه کسی متوجه باشد هواپیما ازحالت رادار گریزی خارج شده و به راحتی می‌توان آن‌ها راشناسایی نمود.

مصداق بارز این نمونه‌ها در خبرهای عمومی و حتی پنهان وجود ندارد، چراکه نمونه‌های فوق را به راحتی نمی‌توان اثبات کرد، که به دو دلیل می‌باشد؛ اولاً این تغییرات و تبدیل‌ها به صورت طبیعی است و گاهی در طبیعت هم اینچنین تغییرات و تبدیلاتی انجام می‌شود برای همین ظن این که این تغییرات توسط گروه خاصی جهت داده شده است در دید بسیاری از افراد توهم توطئه پنداشته می‌شود. ثانیاً این تغییرات به صورت کاملاً تدریجی و در طی زمان مثلاً یک سال و یا دو سال انجام می‌پذیرد چرا که با حافظه تاریخی ضعیف به راحتی می‌توان از آن اقدامات چشم پوشی نمود و همچنین در اکثر موارد گمان مسئولان و نیروهای کشور این است که یا کار کارشناسی شده‌ای نبوده است، یا مواد اولیه مشکل داشته است و یا بر اساس اعتقادات غلط به سرنوشت و قسمت می‌سپارند. این دو دلیل باعث می‌شود نتوان عامل یا عاملان این حملات را شناسایی نمود. اما با رویکرد امنیتی به قضیه نگاه کردن و رصد مقاله‌های روز دنیا در حوزه‌های مختلف و پروژه‌هایی که مراکز تحقیقاتی خاص مانند نیس زیونا و ... انجام می‌دهند می‌توان به این تهدیدات بالقوه پی برد. مثلاً میکروارگانیسمی وجود دارد که با مصرف هیدورکربن‌هایی مانند نفت و بنزین می‌تواند هیدروژن تولید کند. این کشف جدید علمی در نگاه بسیاری می‌تواند باعث تولید گاز هیدروژن در صنعت شود، اما اگر با نگاه امنیتی به قضیه بنگریم، اهمیت قضیه چندین برابر می‌شود. تولید هیدروژن از تجزیه هیدروکربن‌ها از آنجایی مهم است که بدانیم غلظت هیدروژن در ۵ درصد به شدت انفجاری است. بوسیله این میکروارگانیسم و با تجزیه بنزین یا نفت درون خودرو و یا هواپیمایی به مدت چند ساعت هیدروژن تولید شده به غلظت مورد نظر می‌رسد و انفجار به وقوع می‌پیوندد. نکته مهم‌تر این است که انفجار درون باک بوجود آمده و هیچ گونه شاهد و مدرکی مبنی بر خرابکاری و ... نمی‌توان پیدا کرد و انفجار بر اثر نقص فنی و ... گزارش خواهد شد.

بخش چهارم: بیوتروریسم کشاورزی یا Agro Terrorism

Agro Terrorism یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین جنگ‌هایی است که در حال حاضر کشور در معرض آن می‌باشد. بنا به شواهد و تحقیقات میدانی انجام گرفته در قبل از انقلاب ۲ مورد حملات آگروتروریستی در ایران صورت گرفته ولی این آمار در بعد از انقلاب ۳۲ مرتبه بوده است. البته به این عدد باید آمارهایی را که از سیستم مانیتورینگ کشور خارج است را نیز اضافه نمود، که نمونه‌هایی از این حملات در ادامه ذکر خواهد شد. 

هدف اصلی بیوتروریسم کشاورزی به خطر انداختن امنیت زنجیره غذایی یک کشور می‌باشد. موضوع امنیت زنجیره غذایی بسیار گسترده است و شامل سلامت انسان، گیاهان و مزارع، احشام و طیور و ... می‌باشد.

به طور کلی هر عاملی که باعث تخریب اکوسیستم‌ها، کاهش تولید محصولات گیاهی و دامی، آلوده شدن محصولات آن‌ها، باعث پخش و شیوع عوامل بیماریزا توسط گیاهان و احشام و محصولات آن‌ها بشود امنیت زنجیره غذایی جامعه را به خطر انداخته و نوعی اقدام آگرو تروریستی طبقه‌بندی می‌شود. در چند سال اخیر اقدامات زیادی در این حوزه انجام شده است که به اختصار ذکر می‌گردد.

پروژه هارپ HAARP که به طور ویژه توسط ایالات متحده در حال برنامه‌ریزی و انجام است یکی از مرموزترین پروژه‌هایی است که تابحال در دنیا انجام گرفته است. هارپ مخفف High Frequency Active Auroral Research Program است، که پژوهش در مورد لایه یونوسفر و معادن زیرزمینی با استفاده از امواج رادیویی اصلی‌ترین کار این پروژه است. در حال حاضر سیستم‌های آنتی موجود در آلاسکا بیش از ۱۸۰ برج آنتی آلومینیومی به ارتفاع ۵۰/۲۳ متر بر روی زمینی به مساحت ۲۳۰۰۰ متر مربع وجود دارد. مکانیسم آن بدین صورت است که با فرستادن امواجی با فرکانس ۱ تا ۲۰ هرتس به لایه یونوسفر، با برگشت این امواج به زمین می‌تواند تا عمق ۳۵ کیلومتری نفوذ کنند که این موجبات برخی حوادث طبیعی را ترتیب می‌دهد. در ماجرای زلزلهٔ سیچوان (Sichuan) چین در سال ۲۰۰۸ سی دقیقه قبل از زلزله، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده می‌شد و در پی آن زلزله هولناک ۸ ریش‌تری در آنجا به وقوع پیوست. شواهدی موجود است که بسیاری از سونامی‌ها، خشکسالی‌ها، فعال شدن آتش فشان‌ها، سیل‌ها، طوفان‌هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) و طوفان گانو عمان و زلزله هائیتی توسط این امواج انجام و در این پروژه طرح‌ریزی شده است. از قابلیت‌های دیگر این پروژه فرستادن این امواج با فرکانس خاص روی شهرها است که از طریق آن می‌توانند برخی اختلالات روانی نظیر غش و وهم را در انسان‌ها و حیوانات القا نمایند. همچنین با فرستادن امواج با فرکانس خاص می‌توانند روی گیاهان یک منطقه تأثیر بگذارند و باعث تخریب اکوسیستم آن منطقه بشوند. شاید بتوان گفت که اصلی‌ترین خطر این پروژه‌ها کاهش تنوع زیستی یک منطقه است. کاهش تنوع زیستی تبعات زیادی مانند کاهش تولید محصولات و انقراض گونه‌های با ارزش را به دنبال خواهد داشت که در حوزه‌های اقتصادی، پزشکی و اشتغال بسیار مورد اهمیت هستند.

جدا از فعالیت‌های کشورهای بیگانه برای تخریب اکوسیستم یک منطقه و نابودی برخی گونه‌های با ارزش، در برخی موارد عوامل داخلی نیز این نتایج را به دنبال خواهند داشت. نگاه علمی و ارزشی به بیابان در کشور ما با نگاهی که کشورهای بزرگ دنیا دارند بسیار متفاوت است. از نظر دانشمندان زیست‌شناسی بسیاری از ذخیره‌های ژنی دارای ارزش‌های ویژه به خاطر شرایط بیابان در آن جا جمع شده است. این ذخیره ژنی در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته است و همین ژن‌ها پایه بسیاری از تحولات در جامعه آنها می‌باشد. اما نگاهی که تابحال کشور به بیابان و کویر داشته است نگاهی عامیانه و ساده انگارانه به بیابان است که در برخی موارد این نگاه باعث نابودی منابع می‌شود. این بی‌توجهی به ذخیره‌های ژنی کشور سبب شده است تا اخیراً یکی از گونه‌های با ارزش گیاهی که در تاکسونومی جدید بسیار مورد اهمیت می‌باشد از بین برود. کشورهای پیشرفته دنیا مانورهای خود را در خاورمیانه و آفریقا و کشورهای جهان سوم به صورت مشترک برگزار می‌کنند؛ تا با این کار حداقل دو هدف را پی گرفته باشند، یکی اینکه اکوسیستم‌های کشور خود را مورد آسیب قرار نمی‌دهند و دوم اینکه باعث تخریب اکوسیستم‌های مناطق دیگر می‌شوند. خاورمیانه و به خصوص منطقه ایران، ترکیه و سوریه، اردن و حوالی آن یکی از داغ‌ترین نقاط از نظر تنوع زیستی در دنیا می‌باشد که این نقاط به Hot Spot معروف شده‌اند. (مهم‌ترین موضوع در باب تنوع زیستی که کشور در حال حاضر باید به آن توجه کند گیاهان دارویی است).

تهدید دیگر مربوط به تضعیف توانایی تولید محصولات توسط گیاهان و احشام می‌باشد. ورود آفت به کشور از طریق واردات بذرهای آلوده، واردات بذرهایی که نابارور هستند، واردات بذرهایی که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند و یا دارا یا فاقد ماده‌ای خاص هستند، واردات احشام آلوده به بیماری‌های خاص و ... از مواردی است که تولیدات داخلی را به صورت جدی مورد تهدید قرار داده است. 


تهدید دیگر در بحث آگروتروریسم کودهای جدیدی هستند که قابلیت عوض کردن ساختار خاک را دارند و از این طریق تولیدات گیاهی را کاهش دهند. همچنین با از بین بردن میکروارگانیسم‌های همزیست گیاهان که تولیدات گیاهان وابسته به حضور آن‌هاست سبب کاهش تولید در گیاهان و تخریب اکوسیستم‌ها می شود. امروز به نام مهندسی ژنتیک و اصلاح بذر، یکسری بذرهایی به کشور وارد می‌شود که ماده‌ای خاص در آن حذف یا اضافه شده است؛ در حال حاضر مانیتورینگ جزء به جزء محصولات وارداتی در کشور انجام نمی‌گیرد و همین عاملی برای نتیجه بخش بودن تهدیدات در این زمینه می‌باشد. تهدید دیگر در امر واردات گوشت می‌باشد. به طور کلی گوشت منبع بسیاری از باکتری‌ها و ویروس‌هاست که از طریق واردات، این میکروب‌ها می‌توانند وارد کشور شوند و باعث آلوده کردن احشام و در برخی موارد مردم کشور بشود. تب کونگو، ویروس آنفلوانزای مرغی و سارس از مواردی بودند که می‌توانست به اپیدمی تبدیل شده و از این طریق بخش مهمی از نیروی انسانی، فکری و تجهیزات کشور را به آن متوجه سازد.

یکی از تهدیدات مهم در بحث آگروتروریسم، تنوع زیستی یا BioDiversity است. این رشته در حال حاضر یکی از امنیتی‌ترین رشته‌های زیست‌شناسی در جهان محسوب می‌شود و شاهد آن این است که پذیرش دانشجو در این رشته از کشورهای جهان سوم  به هیچ وجه صورت نمی‌گیرد. این درحالی است که بیشترین بودجه‌ها در زیست‌شناسی به این بخش اختصاص داده شده است. در واقع گوناگونی درون و بین موجودات زنده یک منطقه را تنوع زیستی آن منطقه می‌دانند؛ تنوع زیستی بالا یعنی ژن‌های متنوع بالا که این باعث افزایش تولید، افزایش کیفیت محصول و افزایش مقاومت در برابر آفت‌ها می‌شود. این تنوع زیستی در طول زمان‌های بسیار طولانی شکل گرفته است و هر گونه دست کاری انسان در آن باعث تغییر و تخریب چرخه‌های زیست در موجودات یک اکوسیستم می‌شود که این اثرات جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. برای نمونه می‌توان به شالیزارهای شمال کشور اشاره نمود که با وارد کردن سرخس آزولا توسط محقق داخلی از ژاپن نابودی شالیزارها و تبدیل آنها به مرداب را سبب شده است. سرخس آزولا در ژاپن باعث عدم نیازمندی برنج به کود نیترات می‌شود و بازده تولید را چند برابر می‌کند، اما در آنجا حشره‌ای وجود دارد که با خوردن سرخس باعث کنترل جمعیت آن می‌شود. عدم توانایی برای جلوگیری از رشد این سرخس در مزارع شمال و در حقیقت متفاوت بودن زیست‌بوم آن منطقه با منطقه شمال و عدم توجه به تنوع زیستی هر منطقه باعث شده است تولید داخل به شدت تحت تأثیر قرار بگیرد. تنوع زیستی از جنبه‌های مختلفی مورد اهمیت می‌باشد که در اینجا تنها به دو مورد بسنده می‌شود.

 اولاً تنوع زیستی بالا باعث تولید بالاتر می‌شود. امروز مسئله تضمین غذا و تولید یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در جهان وجود دارد. درآمد سالانه یکی از گیاهان دارویی چین به نام جین سینگ تقریباً نصف درآمد سالانه ایران در فروش نفت می‌باشد. ایران از لحاظ گیاهان دارویی یکی از داغ‌ترین نقاط از لحاظ تنوع زیستی می‌باشد. این تنوع زیستی بالا می‌تواند به تولید محصولات متنوع‌تر و همچنین افزایش تولیدات بیانجامد. به دست آوردن ثروت و درآمد یکی از مهم‌ترین جنبه‌های علوم پایه در جهان می‌باشد که همیشه در صحبت‌های رهبر عزیز انقلاب نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

ثانیاً تنوع زیستی منبعی برای دانش بشر امروز تلقی می‌شود. دانش بیوتکنولوژی و کار روی ژن‌ها در آینده با نداشتن منبع کافی از ژنوم مانند داشتن دانش مناسب در مورد نفت است که ذخیرهٔ نفتی موجود نباشد. اخیراً قانونی به تصویب کشورهای جهان رسیده است مبنی بر اینکه «هر کسی ژنوم یک موجود زنده را توالی یابی نمود مالکیت آن موجود زنده را بر عهده خواهد داشت». این قانون باعث شده است تا کشور هند تجارت خون را به کلی قطع کند، چرا که با این تجارت و قانون مصوب شده مالکیت تمامی خون‌های فروخته شده را از دست می‌داد. هند بزرگ‌ترین کشوری است که از راه تجارت خون سود هنگفتی را به دست می‌آورد. این درحالی است که به دلیل نبود قوانین مناسب در کشور ما گونه‌های گیاهی، جانوری و میکروبی بسیاری برای توالی یابی شدن به خارج از کشور می‌رود. حتی بسیاری از دانشجویان ما با همراهی اساتید برای چاپ مقاله خود در ژورنال‌های خارجی اقدام به فرستادن گونه‌های خود به خارج از کشور می‌کنند.

در موضوع بیوتروریسم با پیگیری دو راهکار می‌توان بسیاری از این آسیب‌ها را خنثی و از وقوع بسیاری جلوگیری نمود. راهکار اول آموزش جامعه می‌باشد. این آموزش باید طوری طراحی بشود که از عام‌ترین فرد جامعه تا بالاترین مقامات کشور بسته به موقعیت و جایگاه خود از آن مطلع شده و شیوه‌های مقابله با آن را بشناسند. مثلاً در بحث آگروتروریسم اگر آفتی خاص مزرعه‌ای را درگیر کرد، کشاورز آن را به اطلاع مسئولین برساند تا به طور کامل بررسی شود. این کار در اکثر کشورهای دنیا نظیر آمریکا انجام گرفته است؛ به طوریکه با چاپ کاتولوگ آفت‌های هر نوع محصول و دراختیار دادن آن به کشاورزان از تهدیدات احتمالی پیشگیری می‌کنند. همچنین در بحث تنوع زیستی نیز می‌توان با آموزش دادن در سطح‌های مختلف مردم را به حقظ گنجینه ملی ترغیب نمود. راهکار دوم بحث قانونگذاری است. تمامی کشورهای دنیا در بحث ورود و خروج موجود زنده و گیاهان دارای قوانین بسیار سنگین هستند اما متأسفانه در کشور ما تابحال قانونی مبنی بر اینکه گونه‌های بومی ایران و به طور کلی فلور ایران از کشور خارج نشود به تصویب نرسیده است. همین امر سبب شده است تا کشورهای استکباری از این منفذ سوء استفاده نمایند و بسیاری از گونه‌های گیاهی و میکروبی بومی ایران را از کشور خارج کنند.

تحلیل نهایی و نتیجه‌گیری

مطالب فوق تنها بخش کوچکی از اتفاقات بالفعل و بالقوه‌ای است که علیه کشور انجام شده و یا می‌تواند انجام شود؛ بنابراین مهم‌ترین جنبه در موضوع بیوتروریسم تغییر دیدگاه از سنتی و عامیانه نگاه کردن به امنیتی و اطلاعاتی نگاه کردن می‌باشد. پیدا شدن این دید در مسئولین کشور که تهدید در چه حوزه‌هایی و در چه سطحی می‌تواند وجود داشته باشد می‌تواند به تصمیمات بهتر توسط ایشان بیانجامد. با توجه به مطالب فوق می‌توان نتیجه رفت که بیوتروریسم تنها کشتن فرد و افراد توسط سم‌های مختلف و عوامل بیماریزا نیست، بلکه این تنها بخشی از بیوتروریسم است که توسط عده‌ای به طور عامدانه پررنگ و به ولد شده است تا بخش‌های دیگر و اقدامات دیگری را که در این بخش می‌تواند وجود داشته باشد جلوه‌ای نداشته باشد، اما همان‌طور که در متن نیز به آن اشاره شد بخش‌های دیگری که در حال حاضر بدان توجهی نمی‌شود حوزه‌های اصلی تهدید به شمار رفته و حتی در برخی موارد در حال ضربه خوردن از حمله‌های آن‌ها هستیم. تروریسم در قرن بیست و یکم رویکردهای نوین و بسیار گوناگونی به خود گرفته است. اکثر تروریسم‌های نوین به صورت مرکب هستند؛ به عبارت دیگر حداقل دو هدف برای ضربه زدن وجود دارد که یکی از آن‌ها هدف اصلی و بقیه اهداف در راستای آن می‌باشند. مثلاً در بحث اپیدمی بیماری و القای ترس از اپیدمی بیماری در جامعه هدف‌هایی از جمله: تشویش اذهان عمومی، درگیرکردن نیروی کشور به آن، مشغول شدن بخش مهمی از امکانات کشور برای خنثی نمودن آن و... مورد نظر دشمن می‌باشد. در حالیکه در پشت صحنه تمامی این اقدامات هدفی مهم‌تر قرار دارد، که آن هدف بسته به شرایط کشور مهاجم و مورد هجمه تفاوت دارد.

رویکردهای نوینی که در حال حاضر دنیا با آن‌ها درگیر است بسیار متفاوت بوده و شامل بیوتروریسم در زمینه محیط زیست، بیوتروریسم در زمینهٔ اقتصادی، بیوتروریسم در زمینهٔ پزشکی، بیوتروریسم در زمینهٔ صنعت و بیوتروریسم در زمینهٔ امنیت زنجیرهٔ غذایی کشورها می‌باشد. این موارد می‌تواند بر حسب شرایط و موقعیت زمانی، نیروی انسانی و مالی کشور را درگیر خود نماید؛ بنابراین پرداختن به بیوتروریسم نوین نه تنها اتلاف وقت نبوده بلکه به طور جدی می‌تواند به حوزه‌های اقتصاد، سیاست، صنعت، بهداشت و فرهنگ کشور کمک نماید و توانمندی کشور را در این حوزه‌ها چند برابر و آسیب‌ها را خنثی نماید.

مثل ویروس‌هایی که در بدن آدم‌هاست، ویروس‌های کامپیوتری هم انواع مختلفی دارند و می‌توانند تاثیرات متفاوتی روی کامپیوتر شما داشته باشند.

واضح است که کامپیوتر خودش نمی‌تواند چند هفته‌ای را استراحت کند و با استفاده آنتی بیوتیک این ویروس‌ها را از بین ببرد. این ویروس‌ها ممکن است اثرات جبران ناپذیری روی کامپیوتر‌ها داشته باشند؛ فایل‌های شخصی را حذف کنند، به دزدی اطلاعاتتان بپردازند و به راحتی در شبکه‌ی کامپیوتری ادارات و سازمان‌ها پخش شوند.

در این مطلب به معرفی ۷ ویروس کامپیوتری خطرناک و کار‌هایی که می‌توانند انجام دهند می پردازیم

۱. ویروس Boot Sector

 

 

 

از نگاه یک کاربر ویروس‌های بوت سکتور از خطرناک‌ترین ویروس‌ها به شمار می‌روند. از بین بردن این نوع ویروس‌ها دشوار است و عموما نیازمند فرمت کامل سیستم است. این ویروس می‌تواند بوت رکورد را کدگذاری کند و دسترسی به آن را از بین ببرد. اگر اتفاق یاد شده پیش بیاید، راهی به جز فرمت کلی سیستم نخواهید داشت.

این ویروس‌ها عموما از طریق هارد اکسترنال و فلش دیسک‌ها انتقال پیدا می‌کنند. اوج فراگیر بودن این ویروس‌ها در دهه‌ی ۹۰ میلادی بود که استفاده از فلاپی دیسک‌ها رواج داشت. البته هنوز هم می‌توانید این فایل‌ها را در USB درایو‌ها و ایمیل‌ها مشاهده نمایید. خوشبختانه با توجه به پیشرفت‌هایی که معماری BIOS در سال‌های اخیر تجربه کرده است در صورت حمله‌ی این ویروس‌ها مقاوم خواهد بود.

 

۲. ویروس Direct Action

 

 

ویروس Direct Action یکی از دو نوع اصلی ویروس‌هاست که می‌تواند فایل‌ها را آلوده کند (نوع دیگر ویروس‌های ساکن هستند). این ویروس که به عنوان ویروس «فعال» شناخته می‌شود خودش را مخفی نمی‌کند و تلاش می‌کند همه‌ی حافظه‌ی کامپیوترتان را آلوده کند.

این ویروس عموما در فایل‌های exe و com قابل مشاهده هستند. اگر کسی یکی از این فایل‌های آلوده را اجرا کند، ویروس Direct Action در کامپیوتر متولد می‌شود و ابتدا محل مورد نظر و به تدریج همه‌ی کامپیوتر را آلوده می‌نماید.

البته این ویروس نمی‌تواند فایل‌های شخصی را حذف کند و یا سرعت کامپیوترتان را کاهش دهد. البته شاید موفق شود دسترسی به برخی از فایل‌ها را با مشکل رو به رو کند، اما به راحتی توسط برنامه‌های آنتی ویروس قابل تشخیص است و از بین خواهد رفت.

 

۳. ویروس Resident یا ساکن

 

 

 

 

ویروس‌های ساکن یکی از اصلی ترین ویروس‌هایی هستند که فایل‌ها را آلوده می‌کنند. بر خلاف Direct Action که باید با اجرا شدن یک فایل متولد می‌شدند، ویروس Resident خودش به صورت خودکار در سیستم متولد می‌گردد. این ویروس‌ها باعث می‌شوند که حتی در صورت حذف اصلی ترین فایل آلوده، آلودگی در کامپیوتر پنهان باقی بماند. به همین دلیل تحلیلگران این ویروس را خطرناک تر از Direct Action می‌دانند.

با توجه به نوع برنامه نویسی ویروس، یافتن و حذف آن‌ها می‌تواند دشوار باشد. ویروس‌های ساکن را می‌توان در دو حوزه قرار داد: ویروس‌هایی که با سرعت بالا سرایت می‌کنند و ویروس‌هایی که به آهستگی سرایت می‌کنند. گروه اول می‌توانند با سرعت بیشتری سیستم را آلوده کنند اما ساده‌تر پیدا خواهند شد. گروه دوم اما با سرعت پایین‌تری پخش می‌شوند ولی پیدا کردنشان کار بسیار دشواری خواهد بود.

در بدترین شرایط، این ویروس‌ها می‌توانند حتی خود را در فایل‌های مربوط به آنتی ویروس‌ها پنهان کنند و برخی از ابزار‌های این نرم افزار را هم به آلودگی بکشانند. برای از بین بردن این ویروس‌ها شما باید از ابزار‌های قدرتمند و خاص استفاده کنید. آنتی ویروس‌ها به تنهایی نمی‌توانند برای از بین بردن ویروس‌های ساکن کافی باشند.

 

۴. ویروس‌ چند جزئی

 

 

 

در حالی که بسیاری از ویروس‌ها علاقمندند تا یک خرابکاری را به انجام برسانند، برخی دیگر از ویروس‌ها وجود دارند که به یک خرابکاری بسنده نمی‌کنند. این نوع ویروس می‌تواند به روش‌های مختلف کامپیوتر را آلوده کند و متد‌های مختلفی را با توجه به نوع برنامه نویسی شدن و سیستم عاملی که آلوده کرده است به انجام برساند.

این ویروس‌ها می‌توانند به طور همزمان هم فایل‌های اجرایی را آلوده کنند و هم سکتور‌های بوت را مورد حمله قرار دهند. این حمله‌ی چند طرفه، کمی کار از بین بردنشان را دشوار خواهد کرد. حتی اگر فایل‌های یک کامپیوتر را به طور کامل بررسی و از آلودگی پاک کنید اگر ویروس در سکتور بوت باقی مانده باشد، به راحتی با روشن شدن کامپیوتر مجددا در سیستم فراگیر خواهد شد.

 

۵. ویروس پولیمورفیک یا چندریخت

 

 

سیمنتک بر این عقیده است که تشخیص ویروس‌های پولیمورفیک بسیار دشوار است. این شرکت معروف در زمینه‌ی امنیت کامپیوتر‌ها ادعا می‌کند که شرکت‌های تولید کننده‌ی آنتی ویروس‌ها باید روز‌ها و ماه‌ها برای ایجاد روش‌هایی برای یافتن این ویروس‌ها زمان صرف کنند.

اما چرا مقاومت در برابر ویروس پولیمورفیک دشوار است؟ کافیست به نام این ویروس توجه کنید. یک آنتی ویروس می‌تواند تنها یک نوع از یک ویروس را وارد لیست سیاه خود نماید. اما ویروس چند ریخت همانطور که از نامش پیداست، می‌تواند با تغییر الگو‌های باینری خود هربار شکل خود را تغییر دهد تا برای یک آنتی ویروس کاملا جدید و تازه به نظر برسد.

 

۶. ویروس Overwrite

 

 

ویروس Overwrite می‌تواند ترسناک‌ترین ویروس باشد. حتی اگر کل سیستم را به خطر نیندازد. این موضوع به این خاطر است که این ویروس می‌تواند به سرعت همه‌ی فایل‌های آلوده را حذف کند. تنها راه از بین بردن این ویروس حذف کردن فایل آلوده است و واضح است که با این کار، شما فایل خود را نیز از دست خواهید داد. این ویروس می‌تواند همه نوع فایل‌ها را تهدید کند.

ویروس‌های Overwrite کمتر قابل مشاهده‌اند و بیشتر از طریق ایمیل‌ها انتقال پیدا می‌کنند. تشخیص این ویروس‌ها در ایمیل برای کاربران ساده کمی دشوار به نظر می‌رسد. این ویروس‌ها در سال ۲۰۰۰ و با حضور ویندوز ۲۰۰۰ و ویندوز NT در اوج خود قرار داشتند و کامپیوتر‌های زیادی را آلوده کرده بودند.

 

۷. ویروس Spacefiller

 

 

 

این ویروس‌ها که تحت عنوان «ویروس حفره‌ها» نیز شناخته می‌شوند از همه‌ی ویروس‌های یاد شده باهوش تر به نظر می‌رسند. یکی از راه‌های معمول ویروس برای آلوده کردن کامپیوتر‌ها این است که خود را به یک فایل بچسبانند و با آلوده کردن آن به نقاط دیگر کامپیوتر سرایت کنند.

اما Spacefiller‌ها تلاش می‌کنند تا فضای خالی در حافظه را بیابند و خود را در آن بخش‌ها پنهان کنند. این روش به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به راحتی بتوانند یک برنامه را بدون تغییر کد‌ها و حجمی که دارد آلوده کنند. خوشبختانه این ویروس‌ها به ندرت پیدا می‌شوند اما فراگیر شدن فایل‌های ویندوز پرتابل ممکن است به آن‌ها جان دوباره‌ای بدهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی مدیر

محمد حسین حسنی

مدیر حراست سازمان

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز5
بازدید دیروز18
بازدید هفته43
بازدید کل13249

اوقات شرعی